کلمه نفوذ، منفذ جدیدی برای سوء استفاده "نفوذی های فتنه گر" است
به
گزارش سایت رادیوفردا علی مطهری، نماینده مجلس، پنجشنبه ۱۴ آبان گفته است،
برخی میخواهند از کلمه «نفوذ» مانند «فتنه» به عنوان ابزاری برای
ایجاد خفقان استفاده کنند.
گزارشها حاکی که علی مطهری در «کانال
تلگرام» خود نوشته است: «افرادی میخواهند کلمه نفوذ را مانند کلمه فتنه
وسیلهای برای ایجاد خفقان کنند و کسانی را به این بهانه بازداشت و آزادی
بیان را محدود کنند و البته مردم به آنها اجازه نخواهند داد.»
گروه نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی از
اعتراضات به نیتجه انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۸۸ به عنوان
«فنته» یاد میکنند. در این اعتراضات دهها نفر کشته و هزاران نفر بازداشت
شدند.
این نماینده مجلس همچنین اضافه کرده است:
«حیات سیاسی این افراد در گروی ایجاد محدودیت هاست و در فضای آزاد قادر به
رقابت با رقبای خود نیستند، لذا صحبت از فتنه پس از برجام و فتنه چهارم
به میان میآورند، در حالی که همه اینها خیالات شیطانی خود آنهاست و
واقعیت ندارد.»
علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی پس از توافق هستهای نسبت به «نفوذ» آمریکا هشدار داده بود.
به دنبال این هشدار، محمدعلی جعفری،
فرمانده کل سپاه پاسداران، نیز تلاش برای نفوذ در ایران پس از توافق
هستهای را «فتنه چهارم» دانسته بود. یک روز پس از اظهارات فرمانده سپاه،
برخی از رسانهها در ایران از بازداشت «چند تن از اعضای شبکه نفوذی همکار
با دولتهای متخاصم غربی که در فضای مجازی و مطبوعات کشور فعال بودند»،
توسط نیروهای اطلاعات سپاه خبر دادند.
تاکنون خبر بازداشت عیسی سحرخیز، مدیرکل
مطبوعات وزارت ارشاد در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی، احسان مازندرانی،
مدیرمسئول روزنامه فرهیختگان، آفرین چیتساز ستوننویس روزنامه ایران، و
سامان صفرزایی، خبرنگار ماهنامه اندیشه پویا، تایید شده است.
علی مطهری همچنین با اشاره به اینکه «خطر
نفوذ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی از ابتدای انقلاب وجود داشته و چیز تازهای
نیست»، گفته است: «همان طور که از آغاز انقلاب اجازه نفوذ ندادهایم از
این پس هم اجازه نخواهیم داد و این نیاز به عمل دارد نه شعار.»
ابراهیم رئیسی، دادستان کل ایران، روز
چهارشنبه از روزنامهنگاران بازداشتشده به عنوان «یک شبکه نفوذی در
رسانهها و شبکههای اجتماعی» و همچنین «عناصر جاسوس و مزدوران قلم به دست
آمریکایی» نام برده بود.
در همین حال، سازمان گزارشگران بدون مرز،
ضمن محکوم کردن بازداشت چهار روزنامه نگار ایرانی در روزهای گذشته، خبر
داد که «شماری دیگر» از روزنامهنگاران «برای بازجویی احضار و یا با تلفن
بازجویی و تهدید شدهاند».
وبسایت «سحامنیوز» نیز پیش از این خبر
داده بود که از «۲۰ خبرنگار و روزنامهنگار اصلاحطلب نزدیک به حسن روحانی
و هاشمی رفسنجانی» خواسته شده تا روز ۱۳ آبان «به صورت جداگانه» به
«خیابان صابونچی» مراجعه کنند تا توسط «بازجویان سپاه پاسداران» مورد
بازجویی قرار گیرند.
آخوند محسنی اژه ای : تمامش کنید ! با مسئولیت من بکشیدش !
آنانی که پیروز دوانی را می شناسند و یا از ناپدید شدن وی اطلاع دارند
می دانند که پیروز از راز و رمز های وزرارت اطلاعات است در این باره
گزارشی از امیر فرشاد ابراهیمی ( از اعضای سابق انصار حزب الله و مرتبط با
باند سعید امامی در وزارت اطلاعات ) بدستمان رسیده که در ذیل مشاهده
مینمایید .
گزارش امیرفرشاد ابراهیمی از ترور ناجوانمردانه پیروز دوانی :
اشاره: نخستین بار اکبر گنجی در دادگاه خود به صراحت اعلام کرد دستور
قتل پیروز دوانی - روزنامه نگار و فعال سیاسی چپ گرا - توسط محسنی اژه ای
داده شده است. ادعای او هیچ گاه از سوی مقامات قضایی پیگیری نشد. اکبر
گنجی به زندان رفت و محسنی اژه ای در مقامات عالیه حکومت اسلامی باقی
ماند. اخیرا امیرفرشاد ابراهیمی در افشاگری های خود با توضیح جریان قتل
پیروز دوانی، مسئولیت مستقیم محسنی اژه ای در این قتل را تکرار کرده است.
او در بخشی از این افشاگری ها که تحت عنوان «با امیرفرشاد ابراهیمی در
مخفیگاه» در نشریه شهروند در کانادا منتشر شده است، همچنین اطلاعات دیگری
در زمینه قتل های زنجیره ای را فاش کرده و از جمله کسانی مانند اسدالله
بادامچیان عضو عالی رتبه جمعیت موتلفه اسلامی، حسین شریعمتداری نماینده
خامنه ای در روزنامه کیهان و حسین الله کرم نام برده است.
گزارش امیرفرشاد ابراهیمی را به نقل از شهروند در زیر می خوانید:
ساختمان 1600 این نامی بود که برای خانه ای در شمال تهران در نظر گرفته
شده بود، البته بیشتر با نام "پاتوق" میخوانندش، سعید امامی (برادر
اسلامی)، مهرداد عالیخانی (سید صادق) احمد قبه (حاج کمیل) و مصطفی پور
محمدی همیشه پای ثابت پاتوق بودند. چیزی قریب به شش ماهی میشد که شیخ احمد
جنتی به عنوان نماینده ولی فقیه و رئیس ستاد امر به معروف و نهی از منکر
مرا برای بررسی وضعیت فرهنگی به ایشان معرفی نموده بودند. در آن زمان
سعید امامی معاون بررسی وزارت اطلاعات بود و کار من خواندن کتابهای تازه
منتشره و مطبوعات بود و هر جایی طبق اشلی که برایم ترسیم نموده بودند
اشکال و انحرافی میدیدم زیرش خط میکشیدم و اشاره ای مینوشتم که مثلا در
این داستان که در فلان مجله به چاپ رسیده چکمه پوشان منظورش بسیجیان و
رزمندگان است و . . . قرار بر این بود که در آن ساختمان که مشغول به کار
شده بودم فقط "کار بررسی فرهنگی"! شود که یک روز دیدم پاترولی وارد
ساختمان شد و ماموران مردی را پیاده کردند و با چشم بند به زیرزمین
ساختمان بردند. شب که سیدصادق آمد موضوع را با وی در میان گذاشتم، او گفت:
"مطمئن باش که دیگر این موضوع تکرار نخواهد شد. چون نمیخواستیم او را به
زندان ببریم اینجا آورده ایم آن هم فقط برای ارشاد!
او را یک ماهی در
زیرزمین نگهداری میکردند، اما نه برای ارشاد که ظاهرا زیر شکنجه بود چرا
که اکثر اوقات هواکش زیرزمین را روشن میکردند که صدای زیادی داشت و ناله و
فریاد همواره در پس این صداها گم میشد و هر بار که من میگفتم این چه
وضعیتی است وعده میدادند که تمام میشود، تمام میشود . . . تا شبی که وی را
آوردند طبقه بالا برای گرفتن مصاحبه تصویری در حضور آقای مصطفی پور محمدی
که تیم تصویربرداری را به همراه آورده بود. در همان نگاه اول شناختمش.
خبر مفقود شدنش را در روزنامه ها خوانده بودم و فهمیدم که کاری ورای بررسی
وضعیت فرهنگی مطبوعاتی در این ساختمان انجام میشود. مصاحبه اش که تمام شد
دوباره بردنش به زیرزمین. در همین اثنا بود که سعید امامی آمد، تنها
نبود، محسنی و سید ضیاء هم همراهش بودند. آمدم مطالب آماده "مصباح" (1) را
به وی نشان دهم که گفت باشد برای بعد الان کلافه ام. گفتم: حاجی مگه قرار
نبود این ماجرا تمام شود؟ گفت: امشب، امشب این قصه تمام میشود.
داشتند سوار ماشینش میکردند که من باید میرفتم و ساعاتی از شب گذشته
بود.ساختمان را ترک کردم و این آخرین باری بود که به آن ساختمان میرفتم.
فردایش نزد شیخ احمد جنتی رفتم و به واسطه اینکه کارهای ستاد و حزب الله
زیاد شده است عذر خواستم و از وی خواستم فرد دیگری را به ایشان برای بررسی
مطبوعات معرفی کند که دیگر هرگز فرصت این کار میسر نشد.
زمان گذشت و گذشت. دو ماه بعد فاجعه قتلهای زنجیره ای اتفاق افتاد و آن
پاتوق هم برچیده شد. اخبار و اوراق بازجویی های سعید امامی جسته و گریخته
به بیرون هم درز میکرد، سعید امامی پیرامون حوادث آن شب در بازجوییهای
970 صفحه ای اش که در 18 جلد توسط کمیته منصوب ریاست جمهوری و سازمان
قضایی نیروهای مسلح (علی ربیعی، نیازی، سرمدی) ضبط شده است، خود چنین
میگوید: (2)
"مدتها بود که حکم بازداشت و دستگیری پیروز دوانی را از
قوه قضائیه درخواست نموده بودیم، برابر گزارش اداره کل اطلاعات مجامع
فرهنگی وی فعالیتهای تخریبی زیادی را در پوشش کانون نویسندگان و دیگر
گروههای به ظاهر فرهنگی انجام میداد و ارتباط گسترده ای هم با رادیوها و
عوامل ضدانقلاب خارج از کشور داشت، منتها به دلیل حساسیتهای رایج پیرامون
این قبیل افراد و شرایط عمومی کشور با آن موافقت نمیشد. تا آنکه یک روز
در دیداری که با حاج آقا محسنی اژه ای داشتم موضوع را شخصا با ایشان در
میان گذاشتم و وی پیشنهاد کرد خودتان عمل کنید و از وی مصاحبه تصویری
بگیرید بعدا مستند به آن مصاحبه اعلام جرم کنید تا حکم بازداشتش صادر شود.
قبول کردم و فردایش جریان این توافق را به سیدصادق که معاون عملیاتی ما
بود گفتم. وی را بازداشت کردند. مدتی در یکی از خانه های امن حوزه مشاوران
بود تا اینکه برای مصاحبه آماده شد. مصاحبه از ایشان که گرفته شد موضوع
را به اطلاع حاج آقا دری رساندیم، ایشان گفت حکمش را که گرفتید تحویل
اطلاعات نیروی انتظامی بدهیدش، بازداشتگاه خودمان نبریدش. موضوع گم شدن وی
جنجال به پا کرده بود و علی الظاهر آقا هم کمی احتیاط میکرد. با حاج آقا
محسنی آمدم تماس بگیرم نتوانستم پیدایش کنم، به تیم گفتم ایشان را آماده
اعزام بکنند و بالاخره توانستم همان شب حاج آقا [محسن اژه ای] را در
منزلشان ببینم، موضوع را به ایشان گفتم که گفتند لازم نیست تحویل نیروی
انتظامی بدهید، حکم افسادش صادر شده، تمامش کنید! حتی واضحتر هم گفتند که
با مسئولیت من بکشیدش. اینجا بود که بنده هم به سید صادق گفتم که به تیم
بگویید. من خودم به واسطه مشکلی که در مقابل دفتر حفاظت منافع مصر اتفاق
افتاده بود رفتم آنجا و تیم حکم را در همان ساختمان اجرا نموده بود آن شب .
. . "
(صص 461ـ462 از جلد 17 بازجویی های سعید امامی)
بعدها که از قضای روزگار من و مهرداد عالیخانی (وی به واسطه قتلهای
زنجیره ای و من به واسطه آن نوار افشاگری) به زندان افتادیم در بازداشتگاه
66 سپاه برایم فاش ساخت که وی را در همانجا به قتل رسانده اند و در باغچه
همان ساختمان دفنش کرده اند.از زندان که آزاد شدم یک بار در سخنرانی ای
در دانشگاه علوم پزشکی تهران اعلام کردم که پیروز دوانی با حکم محسنی اژه
ای به قتل رسیده است، چرا به این مسئله رسیدگی نمیشود؟ آقای محسنی اژه ای
هم در مصاحبه با خبرگزاری ایرنا موضوع را تکذیب کرد و اعلام کرد که این
مطلب هم از مطالب کذب فرشاد ابراهیمی است. ایشان را دعوت به مناظره کردم
که البته هیچ پاسخی نیامد تا اینکه از سوی آقای علی ربیعی برایم پیغام آمد
که بروم نزدش و وقتی رفتم دفتر ایشان گفتند که موضوع پیروز دوانی پیچیده
تر از این حرفهاست و تو هم به اندازه کافی مشکل برای خودت داری، پایت را
از این ماجرا بکش بیرون که خیلی خطر دارد! و من هم رهایش کردم تا به امروز
که برخود فرض دانستم آن را فاش کنم.
پاورقی :
1ـ یکی از بولتنهای هفتگی معاونت بررسی بود که کار تهیه آن برای مدتی برعهده من بود.
2ـ
برگهایی از این اوراق بازجویی توسط یکی از دوستانم از درون سازمان قضایی
نیروهای مسلح به دست من رسیده است که پیشتر گوشه هایی دیگر از آن را نیز
در مقاله "لیلاج بازنده" آورده بودم .
در
ایران، پروژه امنیتی تازهای علیه روزنامهنگاران در جریان است.
خبرگزاریهای رسمی تا به حال از بازداشت پنج روزنامهنگار خبر دادهاند که
هویت چهار نفر از آنان مشخص شده است: عیسی سحرخیز، احسان مازندرانی، سامان
صفرزایی و آفرین چیتساز.
حسن روحانی، رییس جمهوری ایران، روز
چهارشنبه ۱۳ آبان، در جلسه هیات دولت در صحبتهای خود به مناسبت سالروز
اشغال سفارت آمریکا در ایران که به نظر میرسد واکنشی به پروژه سپاه باشد،
گفت: «بیخودی نرویم یکی دو نفر را به بهانهای بگیریم و پروندهسازی کنیم،
بعدش هم بگوییم این خط، خط نفوذ است.»
صفحه اینستاگرام رییسجمهوری، در ویدئویی همین بخش از صحبتهای او را منتشر کرده است.
در حالی که روز دوم نوامبر/ یازدهم
آبان، روز جهانی پایان دادن به مصونیت جنایت علیه روزنامهنگاران بود تا
شاید باعث توجه بیشتر به روزنامهنگارانی باشد که در مواجهه با دولتها
مورد آزار و اذیت قرار میگیرند، سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، بعدازظهر
روز سهشنبه ۱۲ آبان و در آستانه سیزدهم آبان که در ایران روز «روز ملی
مبارزه با استکبار جهانی» نامیده شده است، با صدور اطلاعیهای اعلام کرد که
«چند نفر از اعضای شبکه نفوذی همکار با دولتهای متخاصم غربی را که در
فضای مجازی و مطبوعات کشور فعال بودند»، بازداشت کرده است.
خبرگزاری صداوسیما در کنار دیگر
رسانههای وابسته به محافل امنیتی، خبر این بازداشتها را همراه با مجموعه
مطالبی درباره عیسی سحرخیز و احسان مازندرانی منتشر کرد و آنها را نزدیکان
خانواده اکبر هاشمی رفسنجانی معرفی کرد. شامگاه روز سهشنبه، ۱۲ آبان هم
پای تلویزیون دولتی ایران به ماجرا باز شد و حمیدرضا مقدمفر، کارشناس
مسائل فرهنگی و رسانهای، در برنامه گفتوگوی ویژه خبری، بدون ذکر نام
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، عباراتی را به کار برد که مخالفان اکبر هاشمی
رفسنجانی درباره او به کار میبرند:
«افرادی وجود دارند که در انقلاب سوابق
خوبی داشتند اما استحاله شده و تغییر هویت دادهاند اما اعلام نمیکنند که
هویت آنها تغییر یافته است و هنوز بر کرسی سوابق خوب خود سوارند و آن را
یدک میکشند و همه به عنوان آن سوابق آنها را میشناسند اما آنها کاملا
با سوابق خود فاصله گرفته و آدمهای دیگری شدهاند. آنها خط نفوذ یعنی
چیزی شبیه نفاق را پیگیری میکنند. برای مثال در تحریف مکتب امام با کسانی
مواجه هستیم که سوابق خوبی با انقلاب و امام (ره) دارند اما امروز از نظر
فکری هیچ نسبتی با امام ندارند. در عرصه نفوذ پنهان عواملی یارگیری
میکنند و سازمانهای هوشمندی مانند سازمان اطلاعات سپاه با دقت سرشاخهها
را کشف و دستگیر میکند.»
با توجه به نزدیکی انتخابات مجلس شورای
اسلامی و خبرگان رهبری، این برنامهها و بازداشتها میتواند در راستای
افزایش فشارها بر حامیان توافق هستهای و دولت ارزیابی شود.
سعید آگنجی، فعال مدنی، در اینباره به
رادیو زمانه میگوید: «بعد از توافق هستهای، جناح دولت و هاشمی رفسنجانی
موقعیت بهتری پیدا کردند و همین موضوع زنگ هشدار را برای آقای خامنهای و
سپاه پاسداران به صدا درآورد تا در آستانه انتخابات تصمیم به سناریوسازی
برای تضعیف جناح دولت و هاشمی رفسنجانی بگیرند و این بازداشتها در همین
جهت است.»
آگنجی معتقد است که در حال حاضر به دلیل
اهمیت فراوان انتخابات خبرگان و مجلس برای جناحهای سیاسی حاکم، تقابل
شدیدی بین دولت و سپاه در حال شکلگیری است و احتمال بازداشتهای گستردهتر
در روزهای آتی، بسیار است: «اطلاعات سپاه صرفا به دنبال امنیتی کردن فضای
موجود است تا بتواند برنامهای را که احتمالا دخالت مستقیم در صندوقهای
رای است، در زمان انتخابات اجرایی کند.»
رد پای دشمن
در برنامه گفتوگوی ویژه خبری شامگاه ۱۲
آبان اما، در اتفاقی کمسابقه، کارشناس سازمان اطلاعات سپاه که «آقای عاصف»
معرفی شد، تلفنی درباره این دستگیریها و سناریوی آن، توضیح داد: «در این
پرونده مجموعهای از مجربترین فعالان رسانهای اپوزیسیون خارجی و داخلی در
یک فرآیند پیچیده و هرمی چند لایه، با شبکهسازی از خبرنگاران داخلی در
راستای ادراکسازی تلاش میکردند.»
او همچنین از تلاش «نظریهپردازان امنیتی
سرویسهای اطلاعاتی غرب» خبر داد که قصد داشتهاند «این شبکه را برای
ادراکسازی افکار عمومی و تشکیل شبکههای سازماندهی شده در داخل کشور ایجاد
کنند.»
عبارت «ادراکسازی» واژهای ساختگی است که آقای عاصف برای اولین بار از آن استفاده کرد و معنای دقیق آن روشن نیست.
او گفت که فرایند مورد نظرش «با طراحی و
بودجهریزی پنهان از طریق سرویسهای جاسوسی آمریکا و هدایت سیاسی و
دیپلماتیک انگلستان انجام میشد.»
این عضو سپاه پاسداران از وزارتهای خارجه
هلند، انگلستان و سوئد به عنوان حامیان این شبکه نام برد: «این شبکه
با تمرکز، هماهنگی و پشتیبانی اطلاعاتی و دیپلماتیک برخی از کشورهای
اروپایی با محوریت هلند و از طریق بنیادهای وابسته به وزارتهای امور خارجه
هلند، انگلستان و سوئد برای شبکهسازی در داخل ایران و جذب برخی از نخبگان
رسانهای تلاش کردند.»
آقای عاصف هدایت افکار عمومی داخلی و
تغییر سبک زندگی را دستور کار این شبکه دانست و گفت: «حدود دو سال است روی
این شبکه بهصورت مستقیم کار میکنیم و کشف و دستگیری عوامل آن حاصل تلاش
دو ساله همکارانمان است.»
کلیدواژه نفوذ
به نظر میرسد سپاه پروژه بازداشت روزنامهنگاران را برای اثبات «نفوذ دشمن» که مورد نظر علی خامنهای است، تعریف کرده است.
سیامک قادری، روزنامهنگار مقیم آمریکا و
برنده جایزه بینالمللی آزادی مطبوعات در سال ۲۰۱۴ معتقد است سپاه خود را
موظف به مصداقسازی برای تحلیلهای مبهم و بیمارگونه آیتالله خامنهای
میبیند: «آیتالله خامنهای که مجبور به پذیرش شکست طرح بلند پروازانه
هستهای خود شده، جسارت پذیرش مسئولیتهای آن را ندارد و سعی دارد با
مانورهای تبلیغی، آن را یک پیروزی جلوه دهد و بر همین اساس تحلیلهای
محیرالعقول ارائه میکند از جمله تئوری نفوذ دشمن پس از برجام.»
صحبتهای حمیدرضا مقدمفر در برنامه
گفتوگوی ویژه خبری که بر «نفوذ دشمن» تاکید کرد و براندازی نظام را هدف
نهایی نفوذ دشمن دانست، میتواند مبنای این دیدگاه باشد:
«مسئولان حوزه رسانهها هم باید به هوش
باشند و اجازه ندهند دشمن به راحتی در رسانههای ما نفوذ کند. هر چیزی از
جمله نمادهای نفوذ فرهنگی دشمن مانند مکدونالد و کیافسی میتواند نفوذ
را تداعی کند. دشمن حتی از قدم زدن وزیر خارجه ما با وزیر خارجه آمریکا
سوء استفاده و به نوعی آن را طراحی میکند و برای پوشش آن، همه خبرنگاران
را جمع میکند و میخواهد با این کار پشیمانی و پسرفت ما را نشان دهد.»
پروژه بازداشت چرا کلید خورد؟
در دوران و وضعیتی که میتوان از آن با
عنوان دوران پساتوافق نام برد، چه ضرورتی برای کلید زدن پروژه بازداشت
روزنامهنگاران وجود دارد؟
سیامک قادری که خود بعد از انتخابات جنجال
برانگیز ریاست جمهوری سال ٨٨ بازداشت و به چهار سال زندان، جریمه نقدی و
۶۰ ضربه شلاق محکوم شد، در تحلیل این پروژه به رادیو زمانه میگوید: «پروژه
سپاه پاسداران با عنوان بازداشت عوامل نفوذ، از نظر من ناظر به حل کوتاه
مدت چند مشکل اساسی سپاه، عمدتا در عرصه سیاست داخلی و اقتصادی است. حل
مسائل بینالمللی ایران و ارتباط معمول دولت ایران با جهان به شدت ارتباطات
مسموم سرداران سپاه و سرمایهگذاریهای فسادآلود آنان را که در شرایط
ویژه کشور و خارج از نظارت قانون و نهادهای قانونی شکل گرفته مورد تهدید
قرار میدهد و از این جهت سرداران فاسد هر گونه عادیسازی روابط و سپس
حسابرسی از مفاسد و ارتباطات مخرب آنان با مفسدان سیاسی را بر نمیتابد.»
این روزنامهنگار معتقد است که سپاه در
جهت مصداقسازی و تایید نظر آیتالله خامنهای و اعتلای تحلیل و اثبات
هوشمندی او، در حال اجرای سناریویی است که مرحله اول آن بازداشت عدهای در
رسانه، نهادهای سیاسی و اقتصادی است و در مرحله بعد احتمالا با مقابل
دوربین قرار دادن افراد ضعیفتر، عین نظریه آقای خامنهای را برای مخاطبان
محقق میکند تا او را رهبری هوشمند، مدیر و مدبر نشان دهد که به اجبار در
مقابل فشارهای غرب تسلیم نشده بلکه با هوشمندی و درایت، طرحهای خود را به
پیش میبرد و فقط باید دست او را در اعمال قدرت مطلقه بازتر گذاشت.
این مورد آخر از این جهت به نظر سیامک
قادری مهم است که حکومت پس از شلیک مشروعیتسوز خود به مردم در سال ٨٨
نتوانسته مشروعیت خود را بازسازی کند و به تدریج نیروهای هماهنگ کودتا را
از دست میدهد و بیم آن دارد که در انتخابات پیش رو، ساختار متزلزل نیروهای
موجود خود را تخریب شده و حتی در گروه مقابل ببیند:
«به باور من آیتالله خامنهای و گارد
جاویدان او، سرگرم یک مهندسی جدید برای پاک کردن اثر بحرانی است که از سال
٨٨ حکومت دچار آن شده است. زندانیان و محصوران ٨٨ با پایان ظرفیتهای حکومت
برای نگه داشتن آنها در حبس، سرافرازانه به جامعه بازگشتهاند و هیچ یک
تن به پوزش و درخواست عفو و بخشش ندادند و به تعبیری جنبش اعتراضی همچنان
پرشور و معتبر در لإیههای جامعه زنده است. ایشان و نیروی عملیاتی او در
سپاه که موفق به پاک کردن بحران ٨٨ نیستند، در حال طراحی به گفته خود
فتنهای بزرگتر هستند تا با مدیریت آن ، خاطره جنبش سبز و ایستادگی آنان
را از ذهن مردم به نوعی پاک کنند. بر این اساس، این فتنه بزرگتر نه
اعتراضی مشروع به کودتا و کشتار است که موجب تخریب پایههای حکومت شود بلکه
فتنه نفوذ دشمن است. موضوعی مبهم که میتوان کل پروژه را در کنترل طراحان و
مجریان نگه دارد تا بهره مطلوب تبلیغاتی را از آن ببرند.»
مرتضی کاظمیان، روزنامهنگار و تحلیلگر
مسائل سیاسی مقیم فرانسه اما این بازداشتها را قابل پیشبینی ارزیابی
میکند و معتقد است که به دنبال عقبنشینی و نرمش قهرمانانه هسته اصلی قدرت
در ایران و مصالحه و توافق بر سر موضوع انرژی هستهای، انتظار افزایش
فشارها بر جامعه مدنی وجود داشت.
او در گفتوگو با رادیو زمانه
میگوید: «پیام این بازداشتها این است که تغییر و نرمش تنها در سیاست
خارجی است و قرار نیست تغییری در داخل ایجاد بشود و امتیازی به جامعه مدنی
داده شود.»
روزنامه
جوان، نزدیک به سپاه پاسداران، اتهام روزنامهنگاران بازداشت شده را «نفوذ
فرهنگی» اعلام کرده و با استقبال از این بازداشتها نوشته است: «پروژه
نفوذ فرهنگی در مطبوعات لو رفت.»
این روزنامه اسامی سه روزنامهنگار بازداشت شده طی
روزهای دوشنبه و سهشنبه را «احسان مازندرانی مدیرمسئول روزنامه
فرهیختگان، عیسی سحرخیز فعال رسانهای و آفرین چیتساز ستوننویس روزنامه
ایران» اعلام کرده و نوشته است: «سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب
اسلامی طی هفته جاری، چند تن از اعضای شبکه نفوذی همکار با دولتهای متخاصم
غربی را که در فضای مجازی و مطبوعات کشور فعال بودند، بازداشت کرده است.»
این روزنامه نزدیک به سپاه پاسداران
بازداشت روزنامهنگاران را در پیوند مستقیم با اظهارات رهبر جمهوری اسلامی و
فرمانده سپاه پاسداران دربارهٔ «نفوذ» پس از اجرای برجام عنوان کرده و
نوشته است: «هنوز مدت زمان کوتاهی از هشدار مقام معظم رهبری [علی خامنهای]
و متعاقب آن هشدار صریح فرمانده کل سپاه در مورد نفوذ فرهنگی دشمن نگذشته
است که خبر دستگیری برخی از عوامل مطبوعاتی شبکه نفوذ آمریکا منتشر شد.»
روزنامه جوان یادآوری کرده است که رهبر
جمهوری اسلامی چندی پیش در «دیدار با اعضای مجمع جهانی اهل بیت» در خصوص
«خطر نفوذ دشمن به کشور هشدار جدی» داده و گفته بود: «نیت آنها این بود که
از این توافق راهی پیدا کنند برای نفوذ در کشور؛ ما این راه را بستیم. ما
این راه را به طور قاطع خواهیم بست. نه نفوذ اقتصادی آمریکا را در کشور
اجازه خواهیم داد، نه نفوذ سیاسی و نه نفوذ فرهنگی. با همه توان که
بحمدالله این توان، امروز زیاد هم هست با این نفوذ مقابله خواهیم کرد.»
این روزنامه همچنین به اظهارات فرمانده کل
سپاه، پیش از آغاز موج تازه بازداشت روزنامهنگاران اشاره کرده و از قول
محمد جعفری نوشته است: «آمریکاییها بیشتر از ما خواهان اجرای برجاماند،
چون به دنبال پس از برجام هستند» و «اگر این باور در فکر مردم ایجاد شود که
در مسئله هستهای توافق شد پس در مسائل دیگر هم میشود توافق کرد، این یک
خطر و فتنه است».
روزنامه حمایت، وابسته به سازمان
زندانهای قوه قضائیه، نیز با تأکید بر این که «سپاه اعضای شبکه نفوذی را
بازداشت کرد» نوشته است: «سازمان اطلاعات سپاه پاسداران طی هفته جاری، چند
تن از اعضای شبکه نفوذی همکار با دولتهای متخاصم غربی را که در فضای مجازی
و مطبوعات کشور فعال بودند، بازداشت کرد.»
شلختگی سایت دروغپرداز موسوم به فارس نیوز در جعل اخبار دروغ و قلابی این به اصطلاح خبرگزاری را وادار به رفوگری کثافتکاری درشتش کرد
پس از آن که خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران با انتشار یک
مصاحبه خیالی و جعلی بارهبر کشته شده «جیشالمختار» مدعی شد که «وثیق
البطاط» رهبر گروه «جیشالمختار» مسئولیت عملیات خونین موشک اندازی روز
پنجشنبه به اردوگاه «لیبرتی» متعلق به سازمان مجاهدین خلق را برعهده
گرفته است، (در حالی که همه میدانند که «واثق البطاط» دبیرکل حزب الله
عراق دیماه سال ۱۳۹۲ در درگیریهای استان «دیالی» این کشور کشته شده است)
افتضاح بزرگی به راه افتاد و مشخص شد که خبرگزاری فارس با ناشیگری همیشگی
اش تلاش نافرجامی کرده تا «جیش المختار» را مسئول حمله اخیر به «لیبرتی»
معرفی کند. اما پس از افشای این افتضاح رسانهای که دلیلی بر شلختگی
کارگزاران بیسواد و جاعل و دروغپرداز خبرگزاری امنیتی فارس است، این سایت
با سرافکندگی ناچار به تغییر خبر مزبور شد
محمدتقی مصباح یزدی با حمله به حسن روحانی گفته «برخی دل به این خوش کردهاند که بگویند ما اهل اعتدال هستیم» و هستند برخی نماز شب خوانها که بعد از دانشگاه «کافر» شدهاند.
آقای مصباح یزدی بیآنکه نامی از روحانی و دولت وی ببرد افزوده «مقصود آنها {اعتدالگرایان} این است که اندکی از این فرهنگ و اندکی از فرهنگ دیگر را میگیرند.»
به گفته وی آنها «نه همه فرهنگ اسلام {میگیرند} و نه همه فرهنگ آمریکایی {میگیرند} و این میشود اعتدال.»
این روحانی اضافه کرده «آیا صحیح است که بگوئیم مردم خودشان عقل دارند و میتوانند انتخاب کنند؟ اگر این ادعا صحیح است درباره مواد غذایی هم همین حرف را بزنید.»
مصباح یزدی در بخش دیگری از سخنان خود با هشدار نسبت به افزایش تاثیرگذاری برنامههای شبکههای ماهوارهای و اینترنت گفته این مساله باعث نگرانی شده است.
وی افزوده «آنچه که مایه نگرانی است این است که امروز بخواهیم یا نخواهیم نسل جوان ما تحت تأثیر ماهوارهها، اینترنت و... است و این ابزار در خانههای ما نفوذ کرده است.»
به گفته وی «مگر ندیدیم که برخی جوانها وقتی پای رسانههای مخالف ارزشهای دینی مینشینند چگونه در افکار و عقایدشان تحول پیدا میشود و عقاید دینی آنها سست میشود؟»
همزمان با انتشار گزارشهای غیر رسمی درباره کشته شدن ۱۵ نیروی نظامی ایران در سوریه در روز پنجشنبه ۳۰ مهر، خبرگزاری فارس خبر داد عبدالله باقری، محافظ محمود احمدینژاد رییس جمهوری سابق ایران، در همین روز در حلب کشته شده است.
خبرگزاری فارس گزارش داده است: «عبدالله باقری نیارکی که برای مدتی محافظ محمود احمدینژاد بود روز پنجشنبه در حلب کشته شد».
در این گزارش اشاره نشده که آیا وی عضو نیروی قدس سپاه پاسداران بوده است یا نه.
برادر آقای باقری ضمن تایید این خبر گفته که جنازه او هنوز به ایران بازنگشته است.
در همین حال، خبرگزاری «تسنیم» گزارش داد که محمود احمدینژاد به منزل عبدالله باقری نیارکی رفته است.
این خبرگزاری نزدیک به سپاه پاسداران، گفته که «سردار گرجیزاده فرمانده حفاظت سپاه و جمعی از مسئولان سپاه انصارالمهدی و همچنین جمعی از فرماندهان سپاه» نیز همراه رییس جمهوری سابق ایران بودهاند.
پس از عملیات نظامی روسیه در سوریه و همچنین انتشار گزارشهایی درباره «پیشروی» ارتش سوریه «با حمایت ایران، روسیه و حزبالله» در حلب، گزارشهای بیشتری از کشته شدن فرماندهان ارشد و نیروهای سپاه پاسداران در سوریه منتشر شده است.
حسین امیرعبداللهیان، معاون عربی و آفریقای وزارت خارجه ایران، روز ۲۸ مهر با اشاره به عملیات نظامی در سوریه و همچنین به گفته او «اقدامات گستردهتری برای مبارزه با تروریسم» گفته بود که ایران به درخواست سوریه، تعداد «مستشاران نظامی» خود را در این کشور افزایش داده است.
ایران همراه با روسیه از حامیان اصلی رژیم بشار اسد در سوریه محسوب میشود.
از زمان آغاز جنگ داخلی در این کشور که با سرکوب اعتراضات مسالمت آمیز مردم سوریه در پنج سال پیش شروع شد، بیش از ۲۵۰ هزار نفر کشته و میلیونها نفر آواره شدهاند.
در همین حال سایت «عصر ایران» نوشت که «منابع غیررسمی» از کشته شدن ۱۵ ایرانی در سوریه در روز پنج شنبه خبر میدهند.
این سایت با اشاره به حضور تعدادی از نیروهای سپاه پاسداران در سوریه به عنوان «مستشار نظامی» نوشت که علاوه بر این شماری از ایرانیان نیز به عنوان «نیروهای داوطلب برای حفاظت از حرم حضرت زینب» در جنوب دمشق پایتخت سوریه فعالیت میکنند.
انتشار این گزارش در حالی است که مقامهای جمهوری اسلامی حضور نیروهای نظامی ایران در سوریه را برای جنگیدن با مخالفان مسلح بشار اسد تکذیب میکنند و میگویند که این افراد نقش «مستشاری» دارند.
با این حال، رمضان شریف مسئول روابط عمومی سپاه پاسداران با بیان اینکه ۱۵ نفر «عدد صحیحی نیست»، افزود: «تا آنجایی که من در جریانم پنج تا شش نفر از افراد در استانهای خوزستان و قم، شهر اسلامشهر و استان خراسان رضوی است که با دو نفر از نیروهای سپاه انصار مجموعا هشت نفر میشوند که در چند روز گذشته به شهادت رسیدند».
به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، وی همچنین خبر داد که دو نفر از نیروهای سپاه انصار روز جمعه در سوریه کشته شدهاند.
سپاه حفاظت انصارالمهدی از لشکرهای زیر مجموعه سپاه پاسداران است که مسئولیت حفاظت از مسئولین جمهوری اسلامی را عهده دار است.
باشگاه خبرنگاران جوان همچنین به نقل از «یک منبع آگاه» در «تیپ فاطمیون» اعلام کرد که پنج ایرانی سه روز پیش در استان ادلب سوریه کشته شدهاند.
رسانههای ایران هم روز جمعه گزارش دادند که در روزهای گذشته دستکم هفت ایرانی و سه افغان در درگیریهای سوریه کشته شدهاند.
خبرگزاری دولتی ایرنا در تیرماه خبر داده بود که جنازه «حدود ۴۰۰» نفر از نیروهای کشته شده در سوریه، به ایران بازگردانده شده و دفن شده است.
این خبرگزاری اشارهای به تابعیت ایرانی یا افغان این نیروها نکرده بود.
در همین حال سایت تابناک در اردیبهشتماه خبر داده بود ۲۰۰ تبعه افغان که عضو «لشکر فاطمیون» بودهاند، در نبردهای داخلی سوریه کشته شدهاند.