یادآوری هایی از آرشیو سایت اینساید آف ایران درسرکوب دراویش
روزهای اخیر دستهای ناپاکی اقدام به آتش زدن مقبره آقای ایزدگشسب " درویش ناصرعلی " از مشایخ سلسله نعمت اللهی گنابادی در تخت فولاد اصفهان داشته و درب ورودی مقبره را آتش زدند که پس از اطلاع، اهالی آن محل مانع از آتش سوزی محل آرامگاه شدند. موضوع توسط دراویش منطقه در حال بررسی است. این تعرض جدید به آرامگاه یکی ازبزرگانِ طریقت یادآور حوادثی است که ظرف دهسال گذشته بطور مسلسل بر سردراویش گنابادی آمده است. تعرضهایی که از نظرآیت الله العظمی سیدروح الله الموسوی المصطفوی الخمینی المتخلص به "هندی" حرام شرعی و جرم قانونی به شمار میرفت و مستلزم مجازاتهای سنگین بود. در همین رابطه به یادآوری بخشهایی از آرشیو اینساید آف ایران میپردازیم.
کالبدشکافی توطئه های جدید علیه پیروان طریقت گنابادی و کاندیداهای معترض انتخابات دهم ریاست جمهوری
چهارشنبه, 15 دی 1389
اختصاصی - انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر در ایران : حمله به منزل مسکونی یکی از دراویش گنابادی در پولادشهر اصفهان و بازداشت مرتضی محجوبی شیخ سلسله نعمت اللهی گنابادی این پرسش را در اذهان عمومی ایجاد کرده است که در شرایط حاکم کنونی در ایران که اجرای طرح هدفمندسازی یارانه ها نیز بر معضلات روزافزون اجتماعی نظام، جهت تأمین امنیت و آرامش شهروندان در ایران افزوده است ؛ چرا حاکمیت دست به اقداماتی اینچنینی علیه پیروان مکاتب تصوف و درویشی خصوصاً پیروان سلسله گنابادی در ایران می زند؟
نمونه این پرسش را در بیانیه اخیر سایت مجذوبان نور می توانیم مشاهده کنیم ؛ نویسندگان این بیانیه می گویند:
"برای دراویش گنابادی و هر انسان فهیم و منصف دیگری این معما لاینحل می ماند که چراجماعتی در راس امور و در کسوت مقام مسئول ، احساسات دینی دراویش را که بر اساس اصول اعتقادی خود ذاتا صلح طلب هستند ، جریحه دار کرده و مجبور به تقابل با نظام می کنند ؟ با کدام عقل و منطق سلیمی این گونه سیاستها عقلاً و شرعاً قابل توجیه می باشد؟"
و امّا در ادامه ، هر روز شاهدیم ، که تهدیدها و هجمه های گسترده تری از تریبونهای رسمی نظیر نماز جمعه ، همایشها ، مراسمهای مذهبی و حتی صدا و سیما علیه سران مخالفان دولت آقایان حجت الاسلام شیخ مهدی کروبی و مهندس میرحسین موسوی صورت می گیرد و گمانه زنی ها حاکی از برخورد با کاندیداهای معترض انتخابات ریاست جمهوری دهم دارد.اگر مجموعۀ این داده ها را کنار هم بگذاریم ، هر شنونده ای با شنیدن خبر بازداشت شیخ دراویش و با اگاهی از واکنشی که دراویش گنابادی طی سالهای اخیر در همبستگی و اتحاد با یکدیگر از خود نشان داده اند و نمونه اخیر آن حضور چند هزار نفری دراویش در برابر زندان مرکزی اصفهان در کمتر از چهار ساعت از بازداشت هم کیشانشان ، در حالیکه بازداشت در ساعات پایانی شب صورت گرفته بود ؛
این پرسش را به ذهن متواتر می سازد که چرا باید در شرایطی که مقامات و مسئولان نظام با بحرانهای داخلی و خارجی دست به گریبانند ، اصرار دارند دست در کندوی عسل کنند؟
در این مقاله به واکاوی دلایل این قبیل اقدامات تحریک آمیز می پردازیم :عباس جعفری دولت آبادی ، دادستان تهران
حمله به استراحتگاه آقای مرتضی محجوبی شیخ دراویش گنابادی در فولادشهر اصفهان از سوی نیروهای مسلح لباس شخصی و نیروهای انتظامی در ساعات پایانی روز یکشنبه ۱۲ دیماه در حالی صورت می گیرد که طی هفته های اخیر اظهارات تندی مبنی بر محاکمۀ بگفتۀ مسئولان قضایی سران فتنه مطرح میشود ؛ تا آنجا که عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران از تریبون نماز جمعه سیاسی تهران برای ارسال سیگنالهایی به رهبران مخالفان دولت نیز استفاده می کند، تا پیام جناحهای تندرو و خشونت طلب درون حاکمیت را به اذهان عمومی مخابره نماید ؛ و از فشاری که جناحهای تندروی درون حاکمیت بر دستگاه قضا وارد می آورند شانه خالی کند. (دادستان تهران: حزب اللهیها نوک حمله خود را متوجه دستگاه قضایی نکنند)
اما تهدید رهبران مخالفان دولت تنها به اظهارات دادستان تهران منتهی نشده ، بلکه ابراهیم رئیسی ، معاون اول قوۀ قضائیه نیز در 'تجمع بصيرت ' در حرم امام رضا در مشهد از قطعیت محاکمه بگفتۀ وی سران فتنه خبر می دهد. (رییسی: دستگاه قضا با قاطعيت سران فتنه را محاكمه ميكند)
در این میان حتی نمایندگان مجلس نیز ساکت ننشسته و با اظهاراتی تحریک آمیز خواهان محاکمه بی درنگ رهبران مخالفان ، آقایان شیخ مهدی کروبی و مهندس میرحسین موسوی و حتی خانم دکتر رهنورد هستند ؛ تا آنجا که جمعی از نمایندگان زن مجلس با ارسال نامه ای به رئیس دولت رسماً خواستار محاکمه خانم رهنورد شده اند ، اما خانم رهنورد در واکنش به این اظهارات می گوید:
"من شخصا بارها گفته ام که خود را برای چوبۀ دار آماده کرده ام ، این حداقل خون بهایی است که برای آزادی می خواهم بدهم. "
اینجا ببینید ؛ (دقیقۀ دو و چهل و هشت ثانیه)
اما کار تنها به مقامات عالی رتبۀ قضایی و نمایندگان مجلس ختم نمیشود بلکه ، جمعی از مداحان حکومتی نظیر حاج منصور ارضی و آخوند علیرضا پناهیان ساکت ننشسته وگفته اند : اگر واقعاً کار سران فتنه تمام است آنها را به ما بدهید ما اعدام کنیم.
آخوند علیرضا پناهیان، رئیس اتاق فکر نهاد رهبری در دانشگاه های ایران
و یا علیرضا پناهیان خبر از نزدیکی محاکمه بگفتۀ وی فتنه گران داده است. (پناهیان : «مجازات فتنهگران نزديك شده است»)
شایان ذکر است که در خبرگزاریهای رسمی جمهوری اسلامی از این آخوند جوان بعنوان رئیس اتاق فکر نهاد رهبری در دانشگاه های ایران نام برده میشود.
در اظهاراتی مشابه ، محمد حيدری، مدير کل حوزه رياست نهاد نمايندگی رهبر ايران در دانشگاهها نیز طی اظهاراتی که در جلسه هفتگی انصار حزبالله شامگاه روز یکشنبه ١٢ دیماه یکهزار و سیصد و هشتاد و نه خورشیدی ایراد کرده است؛ می گوید:
"عقبههای فکری جریان «فتنه» به سمت «اسلام آمريکايی» میرود. قطعاً حداقل مجازات سران فتنه اعدام است. دليل اينکه سران فتنه را محاکمه نمیکنند، صرفاً مصلحتسنجی نيست (بلکه) سران فتنه بايد به افتضاح برسند و به شدت منفور شوند تا مردم زود فراموش نکنند."
البته همه میدانند که سخنرانیهای این چنینی توسط "بسیج" و "انصار حزب الله" ریشه در کجا دارد؟!
این قبیل اظهارات گاهی از بالا توسط آخوندهای حکومتی نظیر احمد جنتی ، احمدخاتمی ، مرتضی علم الهدی و خطیبان جورواجور نماز سیاسی جمعه در شهرهای مختلف ایران خطاب به صادق لاریجانی رئیس قوۀ قضائیه گفته میشود؛
در حالیکه در مقابل رئیس قوۀ قضائیه در پاسخ به درخواست اعدام رهبران مخالفان میگوید:
"برای محاکمه رهبران مخالف دولت تنها از آيتالله علی خامنهای، رهبر ايران «سفارش» میگيرد."
و گاهاً این فشارها از پائین و در رده بسیج و انصار حزب الله آغاز میشود.
از هر چه بگذریم هدف جناح حاکمِ در قدرت، "خالی کردن هرچه سریعتر میدان از همه رقبای بالقوه" و در نهایت "یکسان سازی جامعه" است.
جالب این است که سخنرانان مراسم "بسیج" و "انصار حزب الله"، فقط خواهان محاکمه به گفتۀ خودشان "سران فتنه" نیستند، که شیخ مهدی کروبی گمان می کند ، در این میان محاکمه ای هم در کار باشد؛ (مهدی کروبی : از برگزاری دادگاه استقبال می کنم)
بلکه پیشاپیش حکم محکومیت آنها را نیز صادر کرده اند که به گفتۀ محمد حيدری، مدير کل حوزه رياست نهاد نمايندگی رهبر ايران در دانشگاهها و سایرین : "حداقل آن، اعدام" است! (البته با این حساب معلوم نیست که حداکثر مجازات از دیدگاه خشونت طلبان چه باشد؟!)
گروهی که در همایش بصیرت ها و عبرت ها (قدرت در سایه بخش اوّل و دوّم ) که با برنامه ریزی و مدیریت محمدعلی رامین در مرکز همایشهای صدا و سیما برگزار شد ، (محمد علی رامین عامل اصلی برگزار کنندۀ نمایشگاه حیاث خبیثه علیه رهبران مخالف دولت و پیروان مکاتب تصوف و درویشی است)[فایل تصویری را اینجا ببینید] بعنوان عبورکنندگان از رهبری از آنان نام برده میشود ، این گروه برای بالا بردن ضریب فشار بر رهبر نظام، روی سخن خود را متوجه صادق لاریجانی میکنند، و حتی دست به تهدید میزنند که اگر دستگاه قضایی اقدام به محاکمه و صدور حکم اعدام نکند، خودِ جریانِ بسیج و "انصار موسوم به حزب الله" اقدامات لازم را مبذول می دارند که قطعاً منظور از این اقدامات ترور و قتلهای زنجیره ای خواهد بود.
در میان اظهارات مطرح شده در خصوص محاکمه رهبران مخالفان دولت اظهارات غلامحسین محسنی اژه ای دادستان کل کشور و سخنگوی قوۀ قضائیه حامل پیام باریک و ظریفی است که اهمیت آن را از سایر اظهارات مسئولان قضایی متمایز می سازد.
کافی است در میان انبوه اظهارات محسنی اژه ای در نشست خبری اخیرش با اصحاب رسانه ها تنها به یک جمله از آقای دادستان کل کشور بسنده کنیم آنجا که می گوید :
"محاكمه سران فتنه اقتضائاتي دارد."
غلامحسین محسنی اژه ای، دادستان کل کشور و سخنگوی قوۀ قضائیه
محسنی اژه ای از کدام اقتضائات نام می برد؟!
قطعاً منظور وی از این اقتضائات اشاره به تدارکات و فراهم آوردن زمینه های لازم جهت "سنجش میزان آمادگی اذهان عمومی ملت ایران در مقابل هرگونه اقدام احتمالی علیه شهروندان"است.
اما اگر بخواهیم روشن تر این واقعیت را بشکافیم چیزی که حاکمیت به شدت از آن هراس دارد : "سرعت واکنش شهروندان و عموم ملت ایران نسبت به یک اقدام خشونت طلبانه علیه جمعی از شهروندان"است ؛که غالباً حاکمیت سعی دارد با ایجاد تحریکاتی ناگهانی میزان آمادگی اذهان عمومی در "سرعت واکنش" به یک اقدام سرکوبگرانه را ارزیابی کند و در حقیقت تحلیلگران ما از آن با عنوان "ارزیابی عینی یک اقدام خشونت طلبانه از سوی حاکمیت" نام می برند.
سرمنشاء حمله به دراویش گنابادی در پولادشهر اصفهان و بازداشت شیخ سلسله شاید به گمان عده ای تنها یک بازداشت و ضرب و شتم عادی به نظر رسد اما اگر ریشه های اقدامات اخیر حاکمیت در تصمیم به آغاز برخورد با دراویش را واکاوی کنیم می بینیم ، بنا بگفتۀ شاهدان عینی آقای محجوبی مدت یک هفته بود که در اصفهان به سر می بردند و چرا پس از یک هفته و در حالیکه فضای عمومی برای محاکمه رهبران مخالف دولت فراهم می شود؛ صورت می گیرد؟
گفتگوی بی بی سی فارسی با احمد مؤمن را اینجا بشنوید.
برخورد اخیر با دراویش تنها یک برنامه ریزی استراتژیکی بود که نظیر آنچه در بالا گفته شد از اقتضائات حاکمیت مبنی بر برخورد با مخالفان و سنجش سرعت واکنش به اقدامات خشونت طلبانه حاکمیت ناشی میشود که زمینه های آن را می توانیم در نامه ای که اخیراً حسین قدیانی به رئیس قوۀ قضائیه نوشته جستجو کنیم . (نامه حسین قدیانی به صادق آملی لاریجانی)
پیشتر اقدامات سرکوبگرانه توسط جریانهای تندرو و افراطی وابسته به نهادهای قدرت درون حاکمیت در سالهای اخیر منجر به تخریب چهار حسینیه ، یک منزل مسکونی و پلمپ اماکن عبادی و موارد عدیدۀ تضییع حقوق درویشان در شهرهای مختلف ایران شد. (در اینجا می توانید نمونه ای از آنچه بر درویشان گذشته است را مشاهده کنید)
اما جستجو ها نشان داد که جریانی که در پشت پردۀ تخریب حسینیه های دراویش قرار دارد ؛ وابسته به شبکۀ هیئت ها و مساجد بروجرد است که به رهبری شخضی بنام علی کشوری وارد عمل می شوند این شخص از ستون نویسان سایت رجانیوز وابسته به نهادهای امنیتی - اطلاعاتی نیز می باشد که سلسله گفتارهایی با عنوان "گفتمان اندیشه ورزی برای عدالت و پیشرفت توأمان" را نیز برگزار می کند.
در این گزارش بطور اجمال به قطعات منفک پازلی اشاره کردیم که چندسالی است با هدف "یکسان سازی جامعه" سعی در سرکوب هر چه بیشتر شهروندان دارد و گوش شنوایی برای شنیدن صدای مخالف ندارد و صد البته نه تنها نمی شنود که حتی می خواهد هر صدا و عقیده ای متفاوت از "اندیشه های حاکم بر نهاد قدرت" را در نطفه خفه کند.
اگر بخواهیم در یک جمله حقیقت را برای شنوندگان بازگو کنیم : هدف علی خامنه ای از اقدامات سرکوبگرانه که به دست مشتی اراذل و اوباش و آخوند های جوان عملی میشود ،"یکسان سازی جامعه" است.
حسین قدیانی به همین دلیل با سیاست جذب حداکثری و دفع حداقلی ، به طرق مختلف سعی در جذب نیروهای مخالف نموده و همانگونه که شاهد هستیم از "بسیج مردمی" نام می برد ، البته بسیج ساندیس خوران و مشتی مزدور جیره خوار که عطاء انسانیت را به لقای خیانت می بخشند.و اما دلیل آنچه بر آن شدیم تا در این مقال به واکاوی هجمه ها و برنامه ریزی توطئه ها ی جدید علیه درویشان و در ابعاد پشت پرده سران مخالفان دولت یعنی آقایان حجت الاسلام شیخ مهدی کروبی و میرحسین موسوی و سایرین بپردازیم ؛ نامه ای است یا شاید بهتر است بگفتۀ نویسندۀ آن بگوئیم : ناله ایست که به رئیس دستگاه قضا صادق آملی لاریجانی از سوی جوانکی کم سن و سال بنام حسین قدیانی نوشته شده است. نگارش و انتشار این نامه منجر به مسدود شدن سایت این جوانک و سایتهای منتشر کنندۀ آن از سوی نهادهای امنیتی - اطلاعاتی گردید. (لینک سایت مازیار بیژنی ؛ کاریکاتوریست روزنامه جوان - وابسته به نهادهای امنیتی - اطلاعاتی)
علی کشوری اما نکته حائز اهمیت در نگارش این نامه و مسدود سازی سایت حسین قدیانی که در نهایت منجر به حذف لینک آن شد، گذشته از محتوای ناله و شیون وی به دستگاه قضا که خواندن آن را به عموم پیشنهاد می کنیم ، بازنشر این نامه در وبسایت یکی از هم پلکی های وی یعنی علی کشوری است (با امضاء دلسوز) ؛ علی کشوری همانطور که پیشتر گفتیم سردسته باند اراذل و اوباشی است که با عنوان "استشهادیون مساجد و هیئات بروجرد" [ خبرگزاری مساجد و هیئات بروجرد و سایت اندیشه ورزی برای عدالت و پیشرفت توأمان] نقش اصلی در تخریب حسینیه دراویش گنابادی در شهر بروجرد داشتند (فیلمهای بروحرد).در پی حملات سازمان یافته و وحشیانه ای که با تحریک علی کشوری از سوی جمعی نیروهای لباس شخصی و بسیجی علیه دراویش در بروجرد صورت گرفت که منجر به تخریب حسینیه شان در این شهر شد؛ وی بر اساس حکم دادگاه ویژه روحانیت اندک زمانی از ورود به شهر بروجرد منع شد و برای سپری ساختن تحصیلات تکمیلی در دورۀ آموزش مهارت جسمانی کشتی و تکواندو و تمرینهای رزمی جهت سازماندهی حملات سرکوبگرانه رهسپار قم شد تا در باشکاه مجتبی ذوالنور (جانشين نماينده وليفقيه در سپاه پاسداران) آموزش مهارت های دفاعی را فراگیرد.
با این حال علی کشوری با برخورداری از حمایت جناحهای وابسته به قدرت در رأس هرم نظام در وبگاه خود که نام آنرا ، حکایت دراویش بروجرد گذاشته است، پیش از بازنشر نامه جسین قدیانی پرده از نیات شوم و پلید حاکمیت برداشته و در مقدمه متن ناله های حسین قدیانی خطاب به صادق لاریجانی این چند خط را اضافه می کند :
علی کشوری می نویسد : "در این وبلاگ راجع به فرقه ضاله تصوف گنابادی می نوشتم، ولی این بار نامه حسین قدیانی درباره فرقه ضاله سبز را منتشر می کنم. رئیس فرقه گنابادی نورعلی تابنده است و در انتخابات اخیر از یکی از سران فتنه حمایت انتخاباتی کرد. به عبارت دیگر امروز فرقه سبز و فرقه گنابادی هر دو در خدمت استکبار قرار دارند و در یک راستا حرکت می کنند. بهتر بگویم فرقه ضاله گنابادی جزئی از جریان فتنه سبز محسوب می شود و نامه حسین قدیانی به آیت الله آملی لاریجانی در مورد فرقه سبز و سران فتنه علی الخصوص موسوی است."
به این ترتیب ، دلایل "آغاز حملات سازمان یافته علیه سلسله نعمت اللهی گنابادی"که وی از آنها با عنوان فرقه گنابادی نام می برد را در اعلام حمایت رسمی پیروان این طریقت از یکی از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری دهم باید جستجو کرد.
دراویش که در سالهای اخیر حسینیه هایشان مورد هجوم و حمله خشونت طلبان قرار گرفته و به دلایل مختلف مورد ظلم قرار گرفته اند به مصداق آیۀ شریفۀ هَلْ جَزَاء الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ در حرکتی جوانمردانه و در واکنش به دفاع جانانۀ شیخ مهدی کروبی از حقوق دراویش ، به ندای ایشان در اثنای انتخابات ریاست جمهوری لبیک گفته و در انتخابات اخیر از ایشان حمایت کردند.
اینطور به نظر می رسد که حمایت گستردۀ ستادهای انتخاباتی که دراویش برای آقای کروبی و در حمایت از ایشان در ۲۰۰ نقطه از ایران تدارک دیدند ، به مزاج آقایان خوش نیامده.
از آنجا که دراویش به اذعان و اقرارِ شخصی ، خود را شیعۀ اثنی عشری دوازده امامی معتقد به اصول شریعت و طریقت نبوی می دانند برخورد سرکوبگرانه حاکمیت با دراویش به دلیل اعتقاداتشان نبوده بلکه نشاندهندۀ استقرار نظام ایدئولوژیک استبدادی است که یکی از خطرناک ترین انواع حکومت در تاریخ بشریت بشمار می رفته و لطمات جبران ناپذیری به جوامع انسانی وارد اورده است.
پیام حرکت اخیر دراویش در اصفهان در یاری رساندن به هم کیشان در بندشان خطاب به ملت ایران ؛ پیام انسجام ، همبستگی و اتحاد و همدلی بود که به حد توان به همگان مخابره شد ؛ اگر این انسجام و همبستگی و اتحاد و همدلی در میان کلیۀ آحاد جامعه به سریان و جریان افتد همچون سیلی بنیان کن ، سنگریزه ها و خاکریزها را از جای بر می کند و ارامش و صلح را بر ایران و ایرانی و در ابعاد گسترده بر جهان مستولی خواهد ساخت.
پیوست:
علی سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران : «فتنه تمام نشده است»
دادستان تهران : «محاکمه سران فتنه قطعی است»
رییسی: دستگاه قضا با قاطعيت سران فتنه را محاكمه ميكند
تهدید ها ادامه دارد؛ اینبار رهنورد را نشانه گرفته اند
محسنياژهاي: محاكمه سران فتنه اقتضائاتي دارد
مرندی: اگر خدا هم سران فتنه را ببخشد، آنها تطهیر نمیشوند!
رهبر ایران: فتنه سال ۸۸ چالش بزرگی بود
وزیر اطلاعات: در دفتر مشاور موسوی جزوهای تکاندهنده پیدا کردیم
واکنش تند دادستان تهران به سخنان اخیر محمد خاتمی
محاکمه رهبران مخالفان دولت
ناله های حسین قدیانی خطاب به صادق لاریجانی : سخنی بی پرده و صریح با ریاست قوه قضاییه … به قلم حسین قدیانی
جناب آقای آملی لاریجانی!
اگر اجازه دهید با احترام اما بی سلام نامه را آغاز کنم که این نامه من به شما نیست؛ ناله من از دستگاه قضاست و ناله را با شیون شروع می کنند نه با درود. پس چه سلامی و چه علیکی؟ و تا دیر نشده بسم الله!
ریاست قوه قضاییه!
این نامه را و در حقیقت این ناله را در حالی دارم مکتوب و فریاد می کنم که در “مسجدالحرامم” و دقیقا نشسته ام مقابل “رکن یمانی”. زادگاه امام عدالت پیشگان که شهید شدت عدل خویش شد. الحمدالله در چنین مکان مقدسی، یارای دروغم نیست و سخن جز به صداقت اما با صراحت نمی توانم بُرد که هر گاه چشم از این صفحه برمی دارم کعبه را خانه خدا را می نگرم و بیش از پیش وجود خدای داور را احساس می کنم. در چنین جایی بر خلاف وجدان، اگر هم بخواهم، توان حرف زدنم نیست. پس با دقت نامه ام را بخوانید و با همت مضاعف ناله ام را گوش کنید.
چند روز پیش و در همین حج و با سوء استفاده از اینترنت پرسرعت آل سعود و به مناسبت رد کردن شمارگان وبلاگم؛ “قطعه مقدس ۲۶″ از عدد یک میلیون بازدید، در قامت یک خبرنگار از دوستانم سئوالاتی مطرح کردم که یکی اش این بود؛ “از ۲۰ نمره، چه نمره ای به دستگاه قضایی می دهید؟”. متاسفانه و در کمال بدبختی، میانگین نمره ایشان به دستگاهی که ریاستش بر عهده حضرتعالی است، از عدد درخشان ۵ هم کمتر شد اما نه! اشتباه نکنید؛ نزدیک به ۶۰ عزیزی که در این گفت و گوی اینترنتی شرکت کردند، اعضای سایت بالاترین و جرس نیستند. این دوستان را اگر می خواهید بشناسید در یک جمله خلاصه کنم که؛ “ستاره های حضرت ماه اند” و در فتنه ای که گذشت در فضای سایبر، وبلاگ خود را سنگری برای پاسداری از “خامنه ای. دات. آی. آر” در خط مقدم گوگل کردند و با کمترین امکانات و بی هیچ حمایتی از جانب دولت و حتی حکومت، بدترین فحاشی ها و نارواترین اهانت ها به خودشان و پدر و مادرشان را در کامنت های دشمنان متحمل شدند و دل شکسته شاید، خسته هرگز، و فی المثل با دلی خون از عملکرد دستگاه قضایی، هنوز هم در هر فضایی پای کار انقلاب اسلامی اند. هم ایشان شما را همانطور که “آقا” گفته اند “دانشمندی جوان” می دانند اما شما یک شخصیت حقوقی دارید و یک شخصیت حقیقی. ما حتی اگر شما را عمار سیدعلی بدانیم لیکن به عملکرد شما به عنوان رئیس دستگاه قضایی نمره بدی می دهیم. کاش در اجتماع ۱۱۰ هزار نفری بسیجیان برگه ای توزیع می شد که شمایان چه نمره ای به دستگاه قضایی می دهید. شک ندارم بیش از همان نمره ای که اهالی پای کار قطعه ۲۶ به دستگاه قضایی دادند، نمی دادند. حقیقت این است که ملت ۹ دی و ملت ۲۲ بهمن از دستگاه قضایی ناراحت و عصبانی است. چرا؟ عرض می کنم خدمت تان در نکاتی. خوب دقت کنید.
۱- چرا “آقا” همچنان باید از فتنه بگوید و نیز از فتنه گران، اما شما نه؟ آیا شان چه کسی در نظام مقدس جمهوری اسلامی از رهبر بالاتر است. این آبروی ما که به برکت جوشش و حرکت دائمی خون شهدای این نظام است، کی و کجا باید خرج شود و ریخته شود؟ نه خون می دهیم، نه خون دل می خوریم، نه پول و نه آبرو و نه هیچ چیز دیگر. و اینگونه چرا و به کدام دلیل، رهبر انقلاب نباید “این عمار” بگوید؟ راستی که “این عمار” رهبر برای چه بود؟ چه کسانی کدام سنگرها را خالی کردند و تنگه احد را به تونل عافیت و وادی مصلحت فروختند، که چنین شد؟ “این عمار” رهبر یعنی که کوچکی مثل من و بزرگی مثل شما آنطور که باید به وظایف خود عمل نکردیم؛ وای بر من و وای بر شما. که هنوز هم و با گذشت این همه روز و این همه ماه، “حضرت ماه” بیش از من و شما مشغول “آه” کشیدن است؛ نمی شنوید؟ آیا شان شما از رهبر بالاتر است که سران فتنه را “میکروب سیاسی” می خوانند و شما همچنان مشغول نگه داشتن احترام سران فتنه اید؟ “آقا” جز به حکمت سخن نمی رانند. میکروب را از بدن باید درآورد. یعنی باید کُشت. چرا شما هنوز سران فتنه را اعدام نکرده اید؟ به کدام دلیل فقهی؟ چرا؟ موسوی برای بالا رفتن از چوبه دار دیگر کدام بیانیه را باید بنویسد و چه توهینی باید به رهبر بکند؟ وای بر من بچه بسیجی و وای بر شمای رئیس قوه قضا که موسوی نظام ما را که برآمده از خون شهدایی است که پدر من کوچک ترین شان بود، متهم به فرعونی گری می کند و ساکتیم. خدایا بر ما ببخش. شما بفرمایید جناب موسوی در آخرین بیانیه خود، چه چیز دیگری باید می نوشت که کک دستگاه قضایی ما بگزد؟ اینکه با رذالت تمام ادعا کنی؛ مولایی که خود را غلام قنبر علی هم نمی داند، “انا ربکم الاعلی” می گوید، آیا مستحق اندک تذکری از قوه قضاییه نیست؟ هزینه توهین به رهبر در این مملکت، از نظر جنابعالی به عنوان سکاندار دستگاه قضا چیست؟
۲- نمی خواهم بر شما جسارت کنم؛ فقط اُف بر من که ادعا می کنم بسیجی ام. تف بر من. موسوی رذل و خبیث که زنش لایق همان جایزه “سکس و فلسفه” مخملباف است، به نظام برخواسته از خون پدرم تهمت فرعونیت می زند، به رهبرم می گوید که ادعای خدایی دارد و من؟ انگار نه انگار. تف بر من. تف بر غیرت نداشته ام که بصیرت نامش نهاده ام. لعنت بر من اگر یک بار دیگر خود را فرزند حاج احمد متوسلیان بدانم که قسم می خورم همین رکن یمانی را همین شکاف کعبه را که اگر بود، سر از بدن موسوی و زنش جدا کرده بود و آن کاری که قوه قضاییه شما، شهامت انجامش را ندارد، انجام می داد. تف بر من. و اف بر شما که یک بار در رژیم شاه، در روزنامه اطلاعات، به امام، اهانت شد؛ آن زمان بیشتر سر و صدا شد که الان. چرا؟ چون یک مشت خواص بی بصیرت، فقط چفیه را در سفر با رهبر و نه در خطر با ولایت به دوش می اندازند. و از جمله این خواص بی بصیرت، یکی هم متاسفانه برادر خود شماست که در روزگار فتنه، پرسه در مه زد و همین که فتنه خوابید با ماه همسفر شد! چیست این که برادرتان می کند آقای آملی لاریجانی؟ چفیه را ایشان چند ماه دیر انداخت روی دوش. وقت فتنه، ریاست محترم مجلس شورای اسلامی کجا بودند؟ می دانید راز سکوت شان را؟ نکته بعدی را بخوانید.
۳- آقای آملی! می دانید شما کی و در چه صورتی جرئت می کنید که سران فتنه را دار بزنید؟ فقط در یک زمان. و آن زمان، زمانی است که شما جرئت کنید و اول، یک سیلی محکم بر گوش خواص بی بصیرت بخوابانید؛ جدای از بستگی قومی و خویشی و حزبی و سیاسی شان به خود. من یک سئوال دارم از شما. به چه حقی، اخوی تان به دیدار بسیجیان می رود و سخنرانی می کند؟ و به چه حقی چفیه بر دوش می اندازند؟ با چه رویی؟ ما که بر خلاف بعضی ها در فضا سیر نمی کنیم؛ “آقا” به چه کسانی گفتند “خواص بی بصیرت”؟ قالیباف که خودش مشهدی است و همشهری رهبر! محسن رضایی که زمان جنگ فرمانده بوده! علی لاریجانی که با “آقا” هزار تا عکس دارد که یکی اش را آقای هاشمی با امام نداشت! ناطق نوری که مکعب مستطیل نظام اند و چون روزی مالک اشتر علی بودند، احترام شان بر عمارعلی هم واجب! آن یکی که آن جور، این یکی هم که همچین. نکند رهبر منظورشان از خواص بی بصیرت، ما افسران جنگ نرم بودیم؟ یا نکند “آقا” مرادشان از خواص بی بصیرت، دانشمند فارین پالیسی، جناب کروبی بود؟ آیا ما با خودمان تعارف داریم؟ قوه قضاییه باید عده ای را مامور کند تا لااقل اجازه ندهند خواص بی بصیرت با رهبری عکس بگیرند و همسفری کنند. این که دیگر کف خواسته ما از شماست. و اما اینکه چرا برادر شما پرسه در مه زد ایام فتنه را؟ اول اینکه این پرسه در مه زدن را امیدوارم قبول داشته باشید و الا اصلا لزومی ندارد این نوشته را تا انتها بخوانید. چون در آن صورت، من و شما اصلا حرف همدیگر را نمی فهمیم. دیگر اینکه باید بپذیرید که از جمله خواصی که در فتنه ۸۸ بی بصیرتی کرد، اخوی شما بود. و رهبر، بی شک یکی از خواصی را که لااقل در ایام فتنه، بی بصیرت شان نام نهاد، هم ایشان بود. حال می دانید چرا علی لاریجانی در مه پرسه زد؟ این را در یک خط و نکته بعدی و بی هیچ اشاره اضافی می گویم.
۴- خواص بی بصیرت، جملگی از این ترسیدند که نظام اگر سقوط کرد، چه؟! بگذار جایی در رژیم بعدی در جمهوری اسلامی قلابی، و نه انقلابی داشته باشیم. ولله به همین خانه خدا قسم به همین رکن یمانی قسم، جز این نبود و همه چیز هم مختصر و مفیدش خلاصه در همین جمله می شود. به خون مطهر پدرم جز این نبود. خودتان هم می دانید که جز این نبود. و صد البته مطمئن تان کنم که این نوشته را این نامه من به شما را و این ناله من از دست شما را رهبر هم خواهند خواند. شک نکنید.
۵- این را هم جناب رئیس! مختصر و مفید بگویم؛ اگر شما با سران فتنه و با خواص بی بصیرت که به نظر ما از سران فتنه، منفورترند، تعارف دارید، ما در راه رهبرمان با احدی، حتی با خود حضرتعالی تعارف نداریم. قوه قضاییه بگوید سران فتنه را کی اعدام می کند؟ و اعلام کند که اگر در این کار گستاخی لازم را ندارد، ما حاضریم تک تک سران فتنه را رهسپار جهنم کنیم. آخر کاسه صبر ما لبریز شده است. اگر ما می خواستیم مثل خواص بی بصیرت مثل برادر شما از انقلاب اسلامی دفاع کنیم، به قرآن قسم تا به حال جمهوری اسلامی ده بار کفن پوسانده بود. ما اما مثل پدران مان از رهبر دفاع می کنیم. به همان شور و شری. اگر شما تاب بیانیه های دیگر موسوی را دارید، ما نداریم. ما بی تاب شده ایم دیگر از دست صبر شما.
۶- دستگاه قضایی لطف کند و کارنامه خود در قبال فتنه گران را اعلام کند. چند آشوبگر عاشورا توسط شما اعدام شد؟ الان رسیدیم به سالگردش. از این پس هر توهینی که موسوی به نظام مقدس جمهوری اسلامی بکند، ما از چشم صبر شما می بینیم. و چرا نبینیم؟ و اصلا چرا موسوی در بیانیه خود رسما و علنا چند قدم دیگر در فحاشی های خود به جلو برندارد؟ قوه قضاییه که با او با موسوی خوئینی ها با خاتمی با کروبی با عفت مرعشی با محسن هاشمی با فائزه هاشمی و با جمیع دون مایگان پست فطرت، کاری ندارد؛ من مانده ام از حجب و حیای سران فتنه! با این دستگاه قضایی، من مانده ام که چرا موسوی رسما به خون شهدا فحش نمی دهد؟ من مانده ام که چرا آشوبگران، دوباره تحرکی از خود نشان نمی دهند؟ با این دستگاه قضایی، چه بزدل اند سران فتنه! و چه بی جگرند آشوبگران عاشورا.
۷- لطف کنید و با ما چون شیوخ اهل نصیحت سخن نگویید. ما خود پیر شده ایم از بس در جوانی، پیرهن پاره کرده ایم. ما خود ذغال فروشیم؛ خواهش می کنیم به ما نفرمایید که؛ “آقا” گفته اند سران فتنه را کاری نداشته باشید، تا مردم، خود متوجه قضایا شوند. ما بسیجیان تخسی هستیم؛ لطفا اندرونی و بیرونی نکنید اخبار را. هیچ کس چون ستاره مَحرم راز ماه و اخبار ماه نیست. ما همه چیز را می دانیم. ما اینقدر می دانیم که در روز ۹ دی کیفر خواست سران فتنه را ملت نوشت و شما تاخیر کردید در اجرای عدالت. ما ملت پی به فرعونیت سران فتنه، پی به گوساله پرستی شان برده ایم. ما ملت ملتفت شده ایم که سران فتنه گوسفندی به نام سارکوزی را می پرستند. شما لطف کنید و سران فتنه را اعدام کنید. نترسید؛ آب از آب تکان نمی خورد.
۸- اینگونه مواقع مدعی باید دلیل اقامه کند. بله! می دانم؛ من اما مدعی نیستم. مدعی شما هستید. شما در مقام عمل و با صبر نابه جای خود ادعا کرده اید که حکم سران فتنه، تا به امروز، اعدام نبوده. غیر از این است؟ بفرمایید با کدام دلیل فقهی و قضایی و محکمه پسند تا کنون موسوی خوئینی ها اعدام نشده است؟ عذر می خواهم از شما. و معذرت می خواهم از همه خوانندگان این نامه… در کدام جماعت و در کدام مجمع مثلا روحانیون و بعضا با حضور منافقی چون خاتمی و به سرکردگی همین جناب خوئینی ها، گفته شد که؛ “ما این بار باید خامنه ای را از تخت پایین بکشیم؟”. خاتمی پشیمان شده یا موسوی و یا موسوی خوئینی ها و یا کروبی و یا عفت مرعشی؟ کدام شان پشیمان شده اند؟ اینها که همچنان همان راه فتنه را می روند. اما اگر شما بگویید خاتمی پشیمان شده، من به شما عرض می کنم؛ چون در مثل مناقشه نیست، شک نکنید که توبه گرگ، مرگ است. این اداها از نفاق این ملعون است و نه از پشیمانی او. منافق ترین سران فتنه همین خاتمی است. گول این ملعون را نخورید. و آیا جز این است که از اولین آمرین فتنه خانم عفت مرعشی بود؟ “بریزید در خیابان ها”، یعنی جناب آقای آملی! بریزید در خیابان ها و علی را از تخت پایین بکشید. چرا این زنی که آمر فتنه بوده، یعنی آمر محاربین بوده و یعنی آمر به قتل غلام کبیری ها و سایر شهدای بسیج بوده، و به کدام دلیل فقهی در دستگاهی که شما سکان دارش هستید، اعدام نشده؟ شما اعدام نمی کنید؛ توقع دارید این زن برندارد بگوید؛ از مهدی هاشمی به گرمی استقبال خواهد شد؟ با چه کسی تعارف دارید شما؟ با استوانه ها و مکعب مستطیل ها؟ اما ما با خون پدران مان تعارف نداریم. ما الکی این همه سال یتیمی نکشیده ایم. آقای آملی! موسوی در بیانیه آخرش به پدر من اهانت کرد، چون “بابای ماست خامنه ای”. من آن کس را که اهانت به بابااکبر کند در کامنت های وبلاگم، شاید بگذرم، اما از موسوی هرگز. دستگاه قضایی بفرماید کی و کجا موسوی را اعدام می کند، که من کارمند جمهوری اسلامی نیستم که نظم این نظام مقدس ببندد دست و پایم را. من فرزند انقلاب اسلامی ام و کاری به اصول قانون اساسی ندارم. اصول قانون اساسی برای من، خطوط وصیت نامه پدرم است. قوه قضاییه برای خودش بهتر است که سران فتنه را اعدام کند. صبر ما دیگر سر رسیده است.
۹- جناب آقای آملی! اگر تا پیش از این اعدام سران فتنه، خواسته از روی حقیقت ما از شما بود، از این لحظه به بعد، مصلحت نظام ایجاب می کند که بر اساس عدل و اصول فقهی و محکمه پسند (که ما نمی دانیم؛ شما که می دانید) سران فتنه را اعدام کنید. نیز باید خواص بی بصیرت را به هر گونه که صلاح می دانید، متنبه کنید که چفیه را لباس شهدا را لطف کنند و ندزدند. چفیه را برادر شما متاسفانه اشتباه گرفته با شال گردن. و با پوتین هم آقای قالیباف عکس بیاندازد، ما را فقط یاد “پوتین” می اندازد که جام جهانی بعدی قرار است در این کشور یعنی “روسیه” برگزار شود. حالا جناب آملی! هی این سبزها بردارند و بگویند “مرگ بر روسیه!”
۱۰- و آخر نکته؛ با خبر شدیم دستگاه قضایی بالاخره جواب استخاره اش را گرفت و شهلا جاهد را اعدام کرد. راستی یک سئوال که بیانگر عمق فشلی دستگاه قضاست و این البته فقط تقصیرش گردن شما نیست؛ اگر قرار بر اعدام این زن بر طبق نص صریح قصاص بود، چرا تا این همه کش دار شد؟ فقط قوه قضاییه می خواست همه دنیا را و همه جهانیان را از این موضوع باخبر کند؟ و سوژه دهد دست این و آن؟ آیا این اعدام می بایست به یک پروژه و یک پروسه برای دستگاه قضایی تبدیل می شد؟ و باز یک سئوال دیگر. آمدیم و آن دنیا همین شهلا جاهد جلوی شما را گرفت، که چرا من را عاقبت اعدام کردید اما سران فتنه را نه؟ جواب شما چیست؟ اگر این بنده مرحومه، آن دنیا یقه دستگاه قضایی را بگیرد که؛ چرا من اعدام شدم و فائزه و مهدی و عفت مرعشی اعدام نشدند؟ جواب شما چیست به عنوان سکان دار دستگاه قضایی؟ و مگر مادر شهید حسین غلام کبیری، بخشیده خانم عفت مرعشی را؟ و مگر ملت ۹ دی، این اولیای دم و این اولیای خونِ دل مادران و پدران چند شهید داده، بخشیده اند سران فتنه را؟ و مگر خامنه ای بخشیده سران فتنه را؟ شما متحیرم که از کدام کیسه دارید می بخشید؟ خامنه ای آنقدر مهربان و رئوف است که از حق خود بگذرد، اما از حق خون پدران ما و از حق خونِ دل ما، نخواهد گذشت مولای ما. لبیک به خامنه ای است اعدام سران فتنه. کوچکترین لبیک به خامنه ای است. لبیک بزرگتر به “حضرت ماه” کار ما ستاره هاست. آمریکا و اسرائیل جرئت دارند حمله کنند. مثل سگ از ما می ترسند. آمریکا و اسرائیل با ۲۰۰ کلاهک هسته ای با ۲۵۰۰ ماهواره جاسوسی، مثل سگ از ما می ترسند، شما ببین سران فتنه مثل چی از قوه قضاییه حساب می برند!
***
این نکته را اما مجزا می نگارم با تفکیک ۳ ستاره که در بالا آمد. می دانید چرا “آقا” شما را به جای جناب هاشمی شاهرودی بر این صندلی خطیر گماردند؟ چون شما علاوه بر عنصر فقاهت و دانشمندی، “جوان” هم هستید. یعنی به تناسب مسندی که بر آن تکیه زده اید، جوان هستید. جوان، نه به معنای خامی و ناپختگی، که به معنای انگیزه و شور بیشتر. مهمترین حکمتی که از انتصاب شما به این سمت، من برداشت کردم این بود؛ جوانان معمولا اگر هم بخواهند قربانی کنند، مصلحت را قربانی حقیقت می کنند. یعنی تشخیص مصلحت سنجان را قربانی عدالت می کنند. هیچ اندیشه کرده اید که چرا همواره “آقا” روی جوان بودن شما تاکید می کنند؟ و شما را فقیه جوان و یا اندیشمند جوان می خوانند؟ پیران را مصلحت سنجی رواست و جوانان را به عدالت طلبی شان می سنجند. در این مهم بسی اندیشه کنید جناب آقای آملی. آخر سخن و شاید به قصد مزاح. آن دیگر برادر شما “جواد” در فتنه نمره خوبی گرفت اما چفیه اش را این دیگر برادرتان می اندازد. ما و اخوان لاریجانی را داستان دور و دراز و پر رمز و رازی است. خداوند پدر فرزانه و حکیم تان را که حقا دانشمندی بی همتا و نمونه ای نادر از علمای اهل فضل بود، با “حضرت باقرالعلوم” محشور و مشهور کند. آمین. و از تحمل و سعه صدرتان ممنون. و اینک “والسلام” که در خود “سلام” هم نهفته دارد! علیک اش را می خواهید بگویید؛ سران فتنه را اعدام کنید.
No comments:
Post a Comment